خصوصی
خصوصی 
قالب وبلاگ
«نترس! اين اتفاق طبيعيه» اين جمله شايد يكي از نخستين تجربه‌هاي صحبت‌هاي مادر- دختري در اكثر خانواده‌هاي ايراني باشد. بين ٩ تا ١٢ سالگي براي بسياري از دختر بچه‌ها همان سني بود كه مادرهاشان آرام آرام به اين فكر مي‌افتادند كه آنها را كناري بكشند و در خلوت توضيح دهند كه خيلي زود با تغييرات و اتفاقاتي در بدنشان مواجه مي‌شوند كه نبايد از آن بترسند و البته سخني هم به آشكار در مورد اين تغييرات نگويند.

به گزارش اعتماد، صحبت‌هاي مادر دختري تا سال‌هاي قبل معمولا نخستين مواجهه دختران با پديده بلوغ جسمي بود. حالا دختران كلاس هفتم (دوم راهنمايي سابق) سرتيتر آن صحبت‌هاي مادرانه را با جملاتي كتابي‌تر و رسمي‌تر در كتاب «تفكر و سبك زندگي» مي‌يابند. مديركل دفتر تاليف كتاب‌هاي ابتدايي وزارت آموزش و پرورش روز دوشنبه اعلام كرد كه بر اساس برخي «نيازها» در مقطع هفتم و هشتم موضوع اعتياد و بلوغ جنسي گنجانده شده است.

كتاب سبك زندگي ويژه دختران در سال هفتم در ١٤ صفحه اول خود دختران را با مفهوم بلوغ و نشانه‌هايش از جمله عادت ماهيانه آشنا مي‌كند، پسرها هم يك سال ديرتر، در كتاب سبك زندگي ويژه پسران در سال هشتم با مساله بلوغ و بعد از آن هم «اعتياد» مواجه مي‌شوند. گفت‌وگوهاي پنهاني و حرف‌هاي مگو رفته رفته از گوشه خانه‌ها و جمع‌هاي دوستانه خارج شده‌اند و براي خودشان كتاب و ساعت درسي پيدا كرده‌اند.

دختران اگر پيش از رسيدن به كلاس هفتم از مادرشان هم چيزي نشنيده باشند در متن كتاب درسي خود با حقيقت بلوغ روبه‌رو مي‌شوند: «عادت ماهيانه يا قاعدگي اتفاقي است كه طي هر ماه در پوشش داخلي رحم دختران و زنان اتفاق مي‌افتد. در اين حادثه طبيعي كه با درد همراه است، تخمك زنان همراه با خون و فشار از رحم خارج مي‌شود.»تعريف بلوغ، نشانه‌هاي بلوغ، بهداشت و تغذيه در دوران بلوغ از جمله مسائلي است كه به صورت مختصر و مفيد براي دختران و پسران به صورت جداگانه در اين كتاب‌ها توضيح داده شده‌اند و البته به هر دو گروه توصيه مي‌شود كه «افكار مزاحم و غلط را از ذهن خود دور كنيد و با مطالعه، سرگرمي و تماشاي تلويزيون خود را سرگرم سازيد».

سيد امير رون، رييس گروه برنامه‌ريزي درسي آداب و مهارت‌هاي زندگي آموزش و پرورش در خصوص مباحث گنجانده شده در مقطع هفتم و هشتم براي دختران و پسران مي‌گويد: «مباحث مربوط به بلوغ بر اساس مطالعات كارشناسي و كاملا مطابق با تغييرات رشدي كه در دختران و پسران رخ مي‌دهد در كتاب‌ها گنجانده شده است. با توجه به اينكه در حال حاضر با توجه به تغييرات اجتماعي، رابطه در ميان اعضاي خانواده كمرنگ‌تر شده و سوالاتي براي دانش‌آموزان پيش مي‌آيد كه گاه خانواده‌ها از پاسخ به آن طفره مي‌روند، مدرسه بهترين نهادي است كه مي‌توانست وظيفه اين دسته از آموزش‌ها را بر عهده بگيرد».

رون تاكيد دارد كه مباحث با در نظر گرفت «خط قرمزها» و حساسيت‌هاي موجود در دين و فرهنگ ايراني تعريف و مطرح شده‌اند اما معلم‌ها اين آمادگي را دارند كه پس از مطرح شدن بحث‌هاي كلي كتاب به سوالات و مشكلات دانش‌آموزان در سر كلاس درس پاسخ گويند. او در پاسخ يه اين سوال كه آيا معلم‌ها براي اين بخش از كلاس آمادگي دارند؟ مي‌گويد: «حتما همين‌طور است. در مرحله اول ما در تابستان گذشته مدرسان كشوري را براي مطرح كردن اين بحث‌ها آموزش داديم كه آنها هم به نوبه خود معلمان سطح مدارس را آموزش دادند، به علاوه جداي از كتاب درسي، معلم‌ها يك راهنما هم دارند كه به صورت مفصل درخصوص چگونگي مطرح كردن اين مباحث در كلاس و برخورد و نحوه مواجهه با سوالات دانش‌آموزان به آنها آموزش داده است. ما در راهنماي معلم حتي سايت‌هاي اينترنتي مفيدي را معرفي كرده‌ايم تا همكاران ما به دانش‌آموزان بگويند در اين دنياي گسترده مجازي با سايت‌ها و منابع مختلف به كدام سايت مي‌توانند مراجعه كنند تا پاسخ سوالات خود را به صورت صحيح دريافت كنند». او اطمينان مي‌دهد كه اگر معلمي نتواند از پس پاسخگويي به سوالات دانش‌آموزان برآيد نتيجه سهل‌انگاري است و نه ضعف در آموزش معلمان.

«رون» تبديل شدن اين مباحث به بخشي از برنامه درسي دانش‌آموزان را پيشرفت قابل توجهي مي‌داند: « قبل از اين معلم‌هاي پرورشي در صورت مراجعه دانش‌آموزان به سوالات آنها پاسخ مي‌دادند.  اما حالا اين مباحث دو ساعت زمان درسي را به خود اختصاص داده‌اند. تاليف و آموزش اين موضوعات به اين شكل براي نخستين‌بار است كه در مدارس كشور صورت مي‌گيرد.» حالا كه بلوغ و اعتياد به عنوان بخشي از نياز جامعه كه مرتب از سوي كارشناسان گوشزد مي‌شد سرانجام راهي در ميان كلاس‌هاي درس باز كرده‌اند، كارشناسان ديگري هم هستند كه به نحوه بيان كلي مطالب و مقطع تحصيلي كه اين موضوعات در آن مطرح مي‌شوند انتقاد دارند.

آموزش ندادن بهتر از آموزش ناقص است

«بايد بگويم خسته نباشيد! دختر و پسري كه اين كتاب را پيش رو دارد معمولا در اين سن به بلوغ رسيده است يا از والدين و دوستان خود تمام جزييات آن را شنيده. اين كتاب‌ها و كليات مطرح‌شده در آنها چه دستاوردي براي دانش‌آموزان دارند؟» رييس انجمن علمي مددكاران ايران به نحوه مطرح شدن و زمان ارايه درس‌هاي مربوط به بلوغ و اعتياد به كتاب‌هاي درسي چندان خوشبين نيست. مصطفي اقليما معتقد است كه بحث آموزش را نمي‌توان در چاپ يك كتاب و يك مقطع خاص تحصيلي محدود كرد و البته تاكيد دارد كه نكته مهم پس از آشنايي با بلوغ پاسخ دادن به سوالات نوجواناني است كه در مورد نيازهاي جنسي پديدار‌شده در بدن‌شان اطلاع كافي ندارند و بايد بدانند با اميال تازه‌اي كه در خود احساس مي‌كنند چگونه مواجه شوند. اگر جز اين باشد نوجوانان و حتي كودكان امروز خوب مي‌دانند كه براي برطرف كردن سوال‌هاي خود به چه منابع غيررسمي مراجعه كنند: «حالا كه ديگر مانند زمان گذشته نيست كه بچه‌ها تا به آنها نگفته‌ايم از مسائل بي‌خبر باشند. با اين مسائل از طريق اينترنت و رسانه‌ها و همسالان خود آشنا مي‌شوند، خيلي زودتر از اين سني كه در كتاب درسي برايشان در نظر گرفته شده. ما فرهنگ پاسخگويي به سوالات كودكان را بايد داشته باشيم. در همه جاي دنيا در مورد سوالات مرتبط با اين موضوعات و حتي تفاوت‌هاي بدني دختران و پسران و مسائل جنسي از كودكي به سوال بچه‌ها پاسخ داده مي‌شود. با تاليف يك كتاب نمي‌شود فكر كرد كه به مسائل دانش‌آموزان پاسخ داده‌ايم. اگر قرار است اين مسائل مطرح شوند و در حد كليت باقي بمانند آموزش ندادن آنها بهتر است. آموزش ناقص تنها سبب مي‌شود كه يك مساله در ذهن آنها پررنگ‌تر شود بدون اينكه پاسخ‌هاي قانع‌كننده‌اي بگيرند».

اعتياد پسرانه

بخش «اعتياد و خطرات آن» در كتاب سبك زندگي ويژه پسران سال هشتم با داستاني در مذمت اعتياد آغاز مي‌شود: «يادم مي‌آيد در ۱۵‌سالگي بودم كه پا جاي پدر گذاشتم. با او مشروب خوردن را تجربه كردم. كراك و شيشه كشيدم و به خريد و فروش آن پرداختم. پدرم نمي‌دانست شاگرد پرورش مي‌دهد؛ هركاري كه او انجام مي‌داد من هم تكرار مي‌كردم. » و با تعريف معتاد و نشانه‌ها و علائم اعتياد و... ادامه پيدا مي‌كند. بحث اعتياد مختص كتاب پسران است هر چند دختران هم در كتاب سبك زندگي سال هفتم (مشترك ميان دختران و پسران) ذيل بحث رفتار پرخطر و سوء مصرف مواد با كليات بحث و انواع مواد مخدر آشنا مي‌شوند اما به نظر مي‌رسد پسرها نياز به گوشزد بيشتري در خصوص اعتياد دارند. «رون» در پاسخ به اينكه چرا در مورد اعتياد پسران آموزش‌هاي بيشتر و دقيق‌تري مي‌بينند تا دختران مي‌گويد: «به هر حال بحث سوءمصرف را ما در كتاب مشترك سبك زندگي هم مطرح كرده‌ايم اما بيشتر از آن صحيح به نظر نمي‌رسد. نمي‌شود با مطرح كردن صريح‌تر مساله اعتياد در كتاب دختران حريم‌ها را شكست. به علاوه پسران به دليل ويژگي‌ها و آزادي‌هاي بيشتري كه دارند بيشتر از دختران در معرض ابتلا به مواد مخدر هستند و بايد آموزش بيشتري ببينند». اما اقليما با اين نگاه به مساله آموزش پيشگيرانه اعتياد هم موافق نيست، به گفته او بچه‌ها اعم از دختر و پسر بسيار پيش از آنكه فكرش را بكنيم با مساله اعتياد مواجه مي‌شوند: «بچه‌اي كه كنار دست خانواده‌اش تلويزيون ببيند هم از كودكي مي‌فهمد كه اعتياد چيست، گذشته از آن ما طبق اعلام رسمي دو ميليون نفر معتاد داريم، در دنيا رسم بر اين است كه مي‌گويند در لايه زيرين هر آمار رسمي به همان اندازه جمعيت پنهان وجود دارد. يعني چهار ميليون نفر معتادي كه اگر هر كدام در يك خانواده چهار نفره باشند ١٦ ميليون آدم از جمله هشت ميليون بچه را تحت تاثير آثار مستقيم و غيرمستقيم اعتياد قرار مي‌دهند. چرا فكر مي‌كنيم نوجواني آن زماني است كه بايد در مورد اعتياد و آثار آن به دانش‌آموزان هشدار بدهيم؟ اين پيشگيري و آموزش بايد از سنين پايين‌تر آغاز شود».

جداي از جانبداري يا انتقاد از نحوه مطرح شدن مسائلي همچون بلوغ و اعتياد در كتاب‌هاي دوره اول متوسطه، به نظر مي‌رسد در ادامه روند آموزش‌هاي پيگيرانه در مدارس، آموزش و پرورش گامي ديگر برداشته است. حركتي كه پيش از اين با انتشار كتابچه آموزشي «پيشگيري از ايدز» براي دانش‌آموزان سال نخست متوسطه آغاز شده بود حالا در حال پيشرفت است. شايد در ادامه اين پيشرفت لزوم آموزش‌ها از سنين پايين‌تر نيز به ميان آيد اما در حال حاضر كتاب‌هاي سبك زندگي و كلاس‌هاي درس، گوي و ميداني هستند در اختيار دانش‌آموزان و معلمان، آنچه در كلاس‌هاي درس مي‌گذرد و سوال و جواب‌هايي كه در اين دو ساعت واحد درسي در كلاس‌هاي مدارس كشور مطرح مي‌شوند، مشخص مي‌كند كه بودن يا نبودن اين موضوعات در مدرسه تا چه اندازه در روشن شدن ذهن دانش‌آموزان و پاسخ گذاشتن در برابر علامت‌ سوال‌هاي ذهن آنها تا چه اندازه موثر يا غيرموثر است.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: ورود مباحث «بلوغ» و «اعتياد» به كتاب‌هاي درسي
[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:31 ] [ خصوصی ]
حزب دموکرات مسیحی‌ آلمان که خود یکی از اصلی‌ترین حامیان رژیم اشغالگر قدس محسوب می‌شود، در راستای حمایت از اهداف شوم منطقه‌ای صهیونیست‌ها تصمیم گرفته‌ است به تقویت رژیم آل سعود و تقویت و استمرار کشتار و خونریزی در منطقه بپردازد.

به گزارش تسنیم، اقدامات حمایتی آنگلا مرکل و همراهانش در حمایت از آل سعود و جنایات این رژیم دیکتاتوری پایانی ندارد. حزب دموکرات مسیحی‌ آلمان که خود یکی از اصلی‌ترین حامیان رژیم اشغالگر قدس محسوب می‌شود، در راستای حمایت از اهداف شوم منطقه‌ای صهیونیست‌ها تصمیم گرفته‌ است به تقویت رژیم آل‌سعود و تقویت و استمرار کشتار و خونریزی در منطقه بپردازد. در این معادله و نقشه خونین، اعضای حزب سوسیال دموکرات آلمان نیز به عنوان افرادی که در دولت ائتلافی مرکل حضور دارند نیز کم‌ترین اقدامی صورت نداده و حتی به تقویت مناسبات برلین و ریاض فکر می‌کنند.

تصمیم اخیر رهبر حزب «سوسیال مسیحی» آلمان مبنی بر سفر به عربستان سعودی و دیدار با مقامات این کشور، خشم شهروندان آلمانی را بر انگیخته است. این سفر درست در زمانی صورت می‌گیرد که کودکان بی‌گناه یمنی در آتش‌افروزی آل‌سعود در صنعا و عدن و دیگر شهرها از بین می‌روند و هدف بمب‌افکن‌های منقش به چهره ملک سلمان قرار می‌گیرند. "هورست زهوفر" رهبر حزب سوسیال مسیحی آلمان تصمیم گرفته است به عنوان نماینده آنگلا مرکل به ریاض رود و راه‌های تحکیم بیش‌تر مناسبات خونین برلین و ریاض را بررسی کند. با توجه به این‌که حزب سوسیال مسیحی خواهر خوانده سیاسی حزب دموکرات مسیحی و یکی از شرکای اصلی آن محسوب می‌شود، تحلیلگران آلمانی سفر زهوفر به عربستان را به معنای ارسال سیگنالی دوستانه از سوی مرکل به ملک سلمان مورد ارزیابی قرار می‌دهند.

هورست زهوفر هم اکنون علاوه بر رهبری حزب سوسیال مسیحی، نخست وزیری ایالت باواریای آلمان را نیز بر عهده دارد. «مارگارت باوس» رییس حزب سبزهای آلمان در اعتراض به سفر زهوفر به ریاض اعلام کرده است: «عربستان سعودی کشوری متخاصم است و به شکل گسترده ای حقوق بشر را نقض می کند. اکنون، زمان مناسبی برای سفر به این کشور برای گفت و گو درباره توافقات تجاری نیست».

پس از آنکه در سال گذشته، معاملات  کلان و پشت پرده  تسلیحلاتی مرکل و همراهانش در راستای تقویت رژیم دیکتاتوری عربستان به اثبات رسید، بسیاری از فعالان حقوق بشر در آلمان اقدامات صدراعظم آلمان در حمایت از تروریسم را محکوم کردند. با این حال مرکل این روند را در قالب و چارچوبی دیگر دارد ادامه می‌دهد. حمایتهای تسلیحاتی آلمان از ارتجاع عرب حامی تروریسم از هدف و نیت واقعی برلین در سیاست خارجی و خاورمیانه ای خود پرده بر می دارد. همان گونه که اشاره شد، در این مسیر برلین به طور مستقیم منافع رژیم صهیونیستی در خاورمیانه را در نظر گرفته و بر اساس آن اقداماتی صورت می‌دهد. یکی از این موارد، حمایت از آل سعود است. از آنجا که عربستان سعودی طی سالهای اخیر به مهره بی اراده غرب و رژیم اشغالگر قدس در منطقه تبدیل شده است، حمایت از آل سعود به یک استراتژی (هر چند موقت) در سیاست خارجی برلین تبدیل شده است.

از این رو صراحتا باید اذعان کرد که رد پای مرکل و احزاب دولتی آلمان در خون تک‌تک کودکان، زنان و مردان یمنی مشاهده می‌شود. «حمایت از تشدید بحرانهای امنیتی در خاورمیانه» به یک راهبرد کلان در سیاست خارجی تروییکای اروپایی (انگلیس، آلمان و فرانسه) تبدیل شده است. بدون شک این موضوع در‌ آینده‌ای نه چندان دور زمینه را جهت بروز اعتراضات عمومی گسترده علیه این سه کشور اروپایی فراهم خواهد آورد.

صدر‌اعظم آلمان خود نیز به خوبی نسبت به مقصد واقعی سلاح‌هایی که میان کشورش و ریاض مبادله می‌شود آگاه است. تا‌کنون نهادهای نظامی و حقوقی بشری در آلمان بارها به مرکل هشدار داده‌اند که این سلاح‌ها در نهایت در اختیار داعش و النصره و دیگر جریان‌ها و گروههای تروریستی در منطقه قرار می‌گیرد و به ابزار و وسایل کشتار هزاران مرد و زن بیگناه تبدیل می شود. با این حال  مرکل از فعالیتهای تروریستی گروه‌هایی مانند داعش و النصره استقبال می‌کند. اتفاقا بر خلاف تصور برخی از تحلیلگران، صدر‌اعظم آلمان به خوبی نسبت به اینکه بخش اعظمی از تسلیحاتی که وی به کشورهایی مانند عربستان، قطر و بحرین می دهد به دست گروه‌های تروریستی می‌رسد آگاه است. هم‌اکنون نیز دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات آلمان  هر دو از تجهیز تسلیحاتی گروه‌های تروریستی و کشتار بیش‌تر مردم خاورمیانه استقبال می‌کنند.

در نهایت اینکه فرش قرمز ژرمنها برای ملک سلمان و دیکتاتورهای آل سعود نشان دهنده سیاست خارجی واقعی برلین در نظام بین‌الملل است. بدون شک مرکل در آینده‌ای نزدیک باید در خصوص حمایتهای مستمر خود از گروههای تروریستی در منطقه پاسخگو باشد. در چنین شرایطی استفاده ابزاری کشورهای اروپایی از واژگانی مانند «حقوق بشر» و «حق حیات انسانها» بیش از هر زمان دیگری مضحکانه به نظر می رسد. حمایت افرادی مانند مرکل ، اولاند و دیوید کامرون از کشتار مسلمانان در منطقه موضوعی نیست که بتوان آن را در لابه لای الفاظ و واژگان فیبنده و رنگارنگ پنهان نمود.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: فرش قرمز ژرمن‌ها برای قاتلان سعودی
[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:31 ] [ خصوصی ]
شایان ربیعی در سرمقاله ابتکار نوشت:

خنده بر هر درد بی درمان دواست!
وقتی نام «پزشک» یا «وکیل» به میان می‌آید، مردم انتظار تبلور یافتن سطح بالایی از فرهیختگی را در ذهن می‌پرورانند و بخش مهمی از معانی فرهیختگی در نقدپذیری است. به بیان دیگر، تحمل نقد و سعی در رفع نقص‌ها و موانع کارها، اگرچه یک خصلت خودبسنده فردی است اما بی ارتباط با سطح تحصیلات و فرایند جامعه پذیری افراد، از جمله پزشکان و وکلا نیست. با این اوصاف، باید پرسید که چرا این قشر فرهیخته بعضاً تن به پذیرش نقد، آن هم در یک سریال تلویزیونی کمدی که همه می‌دانند مناسبات بازنمایی شده در آن غلو شده است، نمی‌دهند.

قضیه در آنجا تاسف بارتر می‌شود که به گفته سرپرست نویسندگان این مجموعه طنز، وزارت بهداشت به مسئولان شبکه سوم سیما، اعلام کرده که حاضر است تا در صورت ممانعت از پخش مجموعه طنز «در حاشیه» خسارت مالی لازم را در این باره بپردازد.در صورت صحت این خبر، پیش از هر چیز باید از مسئولان وزارت بهداشت پرسید که شما به چه حقی از منابع بیت المال برای جلوگیری از یک سریال تلویزیونی هزینه می‌کنید؟ و مسئولان وزارت‌خانه باید در این باره با صراحت و جدیت پاسخگو باشند.اما افزون بر این، نگرانی جدی و مهمی که باید به آن پرداخت، اثر «ناشکیبایی» و «قضاوت زودهنگام» پزشکان در پایین آوردن آستانه تحمل نقد اجتماعی است که بی تردید تبعات بسیاری به دنبال خواهد داشت.

وقتی فرهیختگان جامعه ما نقد اجتماعی غلیظ شده در یک سریال کمدی را برنمی‌تابند، آیا می‌توان از سیاسیون، نمایندگان مجلس، دولتی‌ها، گروه‌ها و احزاب سیاسی و مهمتر از همه بدنه‌ و لایه‌های مختلف اجتماعی انتظار داشت که نقد جدی و پروبلماتیک را بپذیرند؟ چه بسا این که برخی وکلای دادگستری هم به تبع این نقدهای شتابزده، کاسه صبرشان لبریز شد و حضور تنها یک وکیل در این سریال طنز را هم برنتافتند.به هر حال نقد زودهنگام و آلوده به برخی شتابزدگی‌ها و لجبازی‌های پزشکان اگرچه به نظر نتیجه بخش بوده و توانسته است پخش این سریال را به یکی، دو قسمت دیگر محدود کند، اما موجب کاهش سرمایه اجتماعی این قشر خدمتگزار نیز شده است. در واقع اگر منطق حاکم بر نقد پزشکان را بپذیریم باید این را هم بپذیریم که کارکرد ضرب المثل «خنده بر هر درد بی درمان دواست» سرنخ و سرچشمه اصلی این نقدها است و چون خنداندن مردم موجب کاهش مراجعه آنان به پزشکان می‌شود، عده زیادی از پزشکان از پخش این سریال شکایت کرده‌اند.

این در حالی است که همه پزشکان از این که مجموعه طنز «در حاشیه» حتی اگر در مقایسه با کارهای قبلی مدیری کار ضعیف‌تری باشد، با خنداندن مردم، می‌تواند از دردها و بیماری‌های جامعه کم کند باید سپاسگزار سازندگان آن باشند. اگر نه چنین باشد نتیجه می‌گیریم که.....
به هر حال این مجموعه طنز که بعد از سال‌ها با آشتی مهران مدیری و رسانه ملی و حضور تعداد پرشماری از چهره‌های محبوب و خاطره ساز تلویزیونی، مهمان خانه های مردم شده بود، از پنجشنبه متوقف می‌شود و دلیل متوقف شدنش هرچه باشد، چیزی از نقدناپذیری پزشکان جامعه نمی‌کاهد.

گویا مهران مدیری و تیمش باید از رسانه ملی به شبکه توزیع خانگی برگردند و برای رضایت جامعه انتقاد ناپذیر، خنده را با رایت یک دی وی دی در سوپر مارکت‌ها توزیع کنند و مردم با پرداخت سه هزار تومان در هر هفته، از دردهایشان و از بیماریهایشان کمی بیاسایند.

در پایان طبق معمول و بر حسب انصاف باید یادآوری کنیم که خدمات پزشکان متعهد و وکلای حقیقت جو، نه بر کسی پوشیده است و نه نگفتنش از ارزش‌هایش می‌کاهد. این را هم باید اضافه کنم که به رغم اعتراض این گروه از پزشکان، برخی از بیمارستان‌ها از جمله بیمارستان‌های پایتخت در ساعات پخش این سریال، کانال تلویزیون سالن های انتظارشان را روی کانال شبکه سوم سیما تنظیم کردند تا نشان دهند که هنوز امیدهایی به زنده بودن گفتمان اخلاق حرفه‌ای وجود دارد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: لطفا پزشکان بخوانند
[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:30 ] [ خصوصی ]
خراسان نوشت:

بر اساس ابلاغيه يک مقام مسئول اجرايي به همه وزارتخانه ها و سازمان هاي دولتي، تاکيد شده است که با توجه به وصول گزارش هايي مبني بر شرکت برخي توليدکنندگان فاقد علامت استاندارد در تعدادي از مناقصه ها، حسب ماده 155 قانون برنامه پنجم توسعه که تاکيد مي کند کليه دستگاه هاي اجرايي موظفند در اجراي پروژه هاي خود، مقررات فني و استانداردهاي ملي را رعايت کنند، از خريد هرگونه کالا و خدمات فاقد علامت استاندارد خودداري کنند و اجازه پرداخت هيچگونه مبلغي به اين افراد حقيقي و حقوقي وجود ندارد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: بي‌توجهي دستگاه‌ها به علامت استاندارد
[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:30 ] [ خصوصی ]
سعید لیلاز کارشناس اقتصادی در سرمقاله ایران نوشت:

اگر قرار بود برنامه هدفمندسازی یارانه‌ها در دولت یازدهم کلید بخورد، شاید بهترین پیشنهاد این بود که بازگردیم به روح برنامه چهارم توسعه که در دولت اصلاحات نوشته شد و هرگز هم به اجرا درنیامد. در آن صورت، شاید هرگز به هیچ یک از گروه‌ها و دهک‌های اجتماعی یارانه نقدی پرداخت نمی‌شد، بلکه دولت این اجازه را می‌یافت که درآمد حاصل از افزایش قیمت حامل‌های انرژی را برای گروه هدف یعنی محرومان اجتماعی و نیز بهبود وضعیت بهداشت و درمان، کشاورزی و تولید جامعه صرف کند.

با این همه؛ چه می‌شود کرد که هدفمندی یارانه‌ها به شکل موجود بمب ساعتی است که دولت احمدی‌نژاد برای دولت روحانی به میراث گذاشته است و بر اساس آن؛ تاکنون پرداخت نقدی به فهرست یارانه بگیران بدون هیچ استثنایی صورت گرفته است. هر چند، به عنوان کسی که تاکنون دیناری یارانه دریافت نکرده است، معتقدم پرداخت یارانه از محل درآمد حاصل از افزایش قیمت حامل‌های انرژی، حق همه ایرانیان- اعم از فقیر و غنی- است. بنابراین؛ مخالف حذف بعضی از یارانه‌بگیران هستم، مگر آنکه خود افراد، داوطلبانه از دریافت یارانه انصراف دهند.

اما برخلاف این عقیده شخصی، همچنان معتقدم که آنچه روی دست دولت یازدهم باقی مانده، میراثی با پیامدهای ناگوار است. زیرا منابع حاصل از افزایش قیمت حامل‌های انرژی، به میزانی نیست که حتی بودجه یارانه پرداختی را پوشش کامل دهد و دولت در وضعیتی است که برای پرداخت یارانه‌ها به ایرانیان، با کسری بودجه چشمگیری مواجه است. از سوی دیگر، مجلس نیز با مصوبه کلی خود، دولت را ملزم به حذف شماری از یارانه‌بگیران کرده است و اگر قوه مجریه در چارچوب اجرای مصوبات قوه مقننه، تعدادی از دریافت کنندگان یارانه را از فهرست حذف کند؛ اتفاقی است که نارضایتی برخی از حذف شدگان را در پی خواهد آورد. اما با شناسایی دقیق پردرآمدها، برقراری تعامل با افکار عمومی و شناساندن ضرورت اجرای این حذف و نیز اطلاع‌رسانی دقیق و بهنگام، می‌توان این اقدام را با هزینه کمتری انجام داد.

دولت روحانی در کمتر از دو سالی که از عمرش می‌گذرد، موفق شده است بخش قابل توجهی از انحراف دولت گذشته در اجرای برنامه هدفمندی یارانه‌ها را از طریق پرداخت نقدی یارانه به شبکه بهداشت و درمان دولتی کشور اصلاح کند. پرداخت یارانه نقدی که به شبکه بهداشت و درمان کشور و به بیمارستان‌های دولتی انجام می‌شود، از جمله بهترین، کارآمدترین، انسانی‌ترین و خداپسندانه‌ترین اقداماتی است که دولت می‌توانست در هدفمندی یارانه‌ها انجام دهد. زیرا این شیوه پرداخت یارانه فقیرترین و محروم‌ترین توده‌های جامعه ایران را در بر می‌گیرد.

با این حال؛ از نظر میزان درآمد حاصل از افزایش قیمت حامل‌های انرژی و نیز با توجه به تعهد باقی مانده بر دوش دولت برای پرداخت یارانه‌های نقدی تاکنون این امکان وجود نداشته است که دولت بیش از این به اصلاح و رفع انحراف اجرای برنامه هدفمندسازی یارانه‌ها بپردازد. معضلی که دو راهکار مشخص دارد؛ افزایش مجدد قیمت حامل‌های انرژی و نیز حذف برخی دهک‌ها از دریافت یارانه نقدی. بویژه که حذف برخی دهک‌ها و گروه‌های اجتماعی از فهرست یارانه بگیران توسط نمایندگان مجلس در قانون بودجه 1394 پیش‌بینی شده است. این قانون پس از تصویب در مجلس و تأیید شورای نگهبان، لازم‌الاجرا است. زیرا وقتی قانونی تصویب شد دولت نمی‌تواند بگوید که آن را اجرا نمی‌کند. بر اساس قانون بودجه سال 94، دولت موظف است 2 و نیم میلیون خانوار را از فهرست یارانه‌بگیران حذف کند.

بنابراین راه حل پیشنهادی این است که دولت به آنچه مجلس در بودجه 94 مصوب کرده، گردن نهاده و آن را اجرایی کند. تا اولاً اصل رعایت قانون در کشور نهادینه شود و ثانیاً دولت بتواند برای بازگشت به روح واقعی برنامه هدفمندی یارانه‌ها یعنی پرداخت یارانه به محرومان و نیز اختصاص یارانه به بخش تولید، منابع کافی را به دست آورد.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: روح هدفمندی یارانه‌ها چه بود
[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:30 ] [ خصوصی ]
بهار شیراز که به میانه فرودین می‌رسد، غنچه‌های سفید نورسته در میان برگ‌های همیشه سبز درختان نارنج، مردمک دیده هر گردشگری را پر می‌کند و آرام آرام که می‌شکفد و باز می‌شود، عطرش، مشام را سِحر می‌کند و جان پر می‌شود از لطافتی بهشتی.

به گزارش ایسنا، عطر این گل سفید، ابتدای اردیبهشت گره ناگشودنی با روز سعدی و اشعار روح‌افزای شیخ مصلح‌الدین دارد. عطر بهارنارنج جلا می‌بخشد نفس را و اشعار ماندگار شیخ، زنگار می‌زداید از آینه دل و مهیا می‌شوی برای رفتن تا خلسه‌ای عرفانی و نشستن و گفتن با خدایی که آفریننده آن است و این.

روزهای اردیبهشت شیراز، هر نفسی که فرو می‌دهی، سرشار از عطر بهار نارنج است و چون بر می‌آوری پر از اشعار ناب سعدی می‌شود و پر می‌شود نگاه دلت از ذوقی که طراوت بهشتی این شهر به تو هدیه می‌دهد، آنقدر که کنار آب "رکنی" نشستن و وضوی دل ساختن و دو رکعت عشق خواندن در جوار گنبد ملکوتی احمدبن‌موسی(ع) می‌شود همه آرزویت.

جوی‌های پر از آب، در این روزهای میانه فصل بهار شیراز، پر است از گلبرگ‌های سفید بهار نارنج، اگر چه همه به نشانه عمر است که چه با سرعت از مقابل دیدگان می‌گذرد و تعللش نیست، اما همه زیبایی است و صفا. نارنج و بهار نارنج، بخشی از زیبایی‌های شیراز است، لطافتی که همراه شدنش با بهار، اردیبهشت شیراز را ماندگار کرده و همیشگی. نارنج، گذشته از زیبایی‌های بصری، همه حسن است و برکت که از تمام اجزای آن، می‌توان بهره برد.
نارنج شاید پرشمارترین درختی باشد که در شیراز می‌توان یافت، درختی که در میان بلوارها، حاشیه خیابان‌ها، در حیاط خانه‌ها و باغ‌ها دیده می‌شود و عجب اینکه این درخت همیشه سبز است، بهار و زمستان، تابستان و پائیز، همواره سبزی را به بیننده هدیه می‌کند.

وجود این همه درخت نارنج نشان می‌دهد که گذشتگان به‌خوبی اقلیم شیراز را می‌شناختند که نقطه‌ای مطلوب برای رشد آن است، درختی مقاوم به اکثر آفات و بلایا، ثمر دهنده و زیبا که هم سایه دارد و هم سایه‌سار!

پیش از این علی‌رضا پاک‌فطرت، شهردار شیراز به لزوم توجه به اقلیم این شهر در نقاط مختلف و کاشت درختان و توسعه فضای سبز تاکید کرده و گفته بود: باید گونه‌های درختان متناسب با اقلیم شیراز کاشته شود.

و البته این موضوع در عمل اجرایی شد، به‌طوریکه دو گونه بومی شیراز یعنی نارنج و سرو، دوباره به خیابان‌های این شهر بازگشت.

اگرچه در تمام مناطق شهری در شیراز امکان رشد مطلوب نارنج فراهم نیست زیرا این درخت در نقاط گرم و معتدل رشد مطلوبی دارد و با سرد شدن منطقه، امکان رشد مطلوب از این گیاه گرفته می‌شود. در عین‌حال، در هر نقطه‌ای از شیراز می‌توان درخنان نارنج و نارنجستان‌ها را مشاهده کرد. وفور نارنجستان خصوصا در نقطه مرکزی شیراز، بافت تاریخی و شرق این شهر مشهودتر است. باغ‌های نارنجستان قوام، دلگشا و سعدی از جمله باغ‌های نارنج شهر است.
بهار نارنج، شکوفه‌ای است که در انتها تبدیل به نارنج می‌شود، این گیاه عطر بسیار دلنشینی دارد که بسیار لطیف است و کمتر فردی یافت می‌شود که از استشمام آن دچار مشکل شود. این گل، هم زیبا و هم معطر بوده و حدود یکماه بر سرشاخه نارنج می‌ماند، البته در شرایط متعادل آب و هوایی و با توجه به خاصیت‌های دارویی بسیار فراوان، چیده شده و استفاده زیادی دارد.

گل بهارنارنج یکی از متاع‌های مهم و سوغات‌هایی است که مسافران شیراز در فصل بهار، می‌پسندند. این گل اگر در بسته‌های نایلونی، بسته‌بندی و فریز شود، مدت‌ها ظاهر و تازگی خود را حفظ می‌کند اما مردم شیراز پس از چیدن، آن را خشک کرده و در محلی خشک نگهداری می‌کنند و به‌عنوان جوشانده یا افزودنی مصرف می‌کنند.

اضافه کردن چند گلبرگ بهار نارنج به چای، این نوشیدنی را معطر و خوش طعم می‌کند و دم‌کرده خالص آن، دارویی است آرام‌بخش که فرد را به نشاطی مناسب می‌رساند. بهارنارنج را کدبانوهای شیراز، مربا می‌کنند و قدیمی‌ترها به خوبی شیوه‌ی گرفتن عرق بهار نارنج را از آن آموخته‌اند. افشره(عرق) بهارنارنج، آرامبخش است و یک مسکن مطلوب برای کسانی‌ است که زودجوش هستند، سریع ناراحت می‌شوند و عنان از کف می‌دهند. همچنین خواب‌آور است برای کسانی‌که خواب به سختی راه به چشمشان می‌یابد.
چون بوی این گل دل‌زدگی ایجاد نمی‌کند، عطر بهارنارنج را بسیاری از شهروندان خوش ذوق، به عنوان عطری ماندگار استفاده می‌کنند، با این شیوه که مقداری از برگ‌های بهار نارنج را درون جیب پیراهن و لباس خود می‌ریزند و آن را کمی فشار می‌دهند تا افشره‌اش خارج شده، لباس را آغشته کند.

اما نارنج، خود میوه‌ای است سرشار از خصوصیت‌های غذایی که بواسطه‌ی طعم و بوی بی‌نظیرش، همواره در سفره‌ی ایرانی‌ها و خصوصاً شیرازی‌ها ایفای نقش کرده و می‌کند به گونه‌ای که اغلب مردم شیراز ترجیح می‌دهند همراه با غذاهای مختلف، از افشره نارنج استفاده کنند. نارنج به علت سرشار بودن از ویتامین سی در پیشگیری از سرماخوردگی و درمان سرفه‌های خشک، موثر و کارآمد بوده است.

در شیراز از برگ نارنج برای بردن بوی دست‌ها نیز استفاده می‌شود. برگ این درخت، را برای دقایقی به دست‌ها می‌مالند و بدون آنکه بشویند، اجازه می‌دهند افشرده آن بر دست خشک شود تا بوی موادی نظیر بنزین و نفت، از دست‌ها زائل شود. همه‌ی قسمت‌های میوه نارنج در شیراز کاربرد خوراکی دارد، آب‌میوه، پوست میوه و گل‌های آن، میوه که دارای ترکیبات مختلفی از جمله املاح، ویتامین‌ها، فلاونوئیدها، اسیدهای گیاهی و اسانس است، آثار محرک هضم دارد و انرژی‌زاست.

همچنین آب نارنج به خصوص برای خروج خلط‌های غلیظ، مفید و در ضمن، آب نارنج نارس در بعضی خواص از نوع رسیده آن قوی‌تر است، از همین‌رو از هر دو نوع رسیده و نارس استفاده می‌شود. از دیگر اثرات آب نارنج می‌توان به ضد سرطان، ضد حساسیت، آنتی‌اکسیدان، محافظ کبد، کاهنده‌ی قند، کلسترول خون، پائین‌آورنده‌ی پرفشاری خون، کاهش اسیداوریک و محرک سیستم ایمنی بدن اشاره کرد.

رایحه‌ی نارنج که از گل آن به دست می‌آید دارای خواص ضدافسردگی، آرام‌بخش، ضداسهال، نرم‌کننده پوست و جلوگیری‌کننده از شکنندگی مویرگ‌هاست. برای خشک کردن صحیح گل‌های نارنج هم باید گل‌های ناشکفته را صبح زود جمع‌آوری کرد و در تاریکی خشکاند، البته این عمل در فصل بهار که موقع گل‌دهی نارنج است باید انجام شود.

خواص دارویی پوست نارنج شامل ضد گاستریت، ضدحساسیت، ضداسپاسم و دل درد، هضم‌کننده، مقوی معده و اشتهاآور است. این پوست‌ها ممکن است به رنگ سبز مربوط به نارنج نارس و زردرنگ مربوط به نارنج رسیده باشند. میزان مصرف پوست نارنج به عنوان دارویی روزانه 10 تا 15 گرم از پوست تازه یا معادل آن از نوع خشک است.

مداومت در مصرف بهارنارنج برای رفع بزرگی طحال مفید است و چنانچه به همراه آب کرفس مصرف شود جهت استخراج سنگ‌های کلیه و مثانه و خرد کردن آنها بسیار موثر است. مصرف این عرق هنگام بروز ناراحتی به افراد مبتلا به بیماری غش توصیه می‌شود، از این‌رو وجود یک شیشه از آن در منزل لازم است. به خاطر داشته باشیم که زیاده‌روی در خوردن نارنج به ویژه در ناشتا کبد را ضعیف می‌کند و سبب ضعف معده می‌شود. زیاد بوئیدن بهارنارنج نیز بی‌خوابی می‌آورد و چنانچه عرق بهارنارنج بیش از یک سال در شیشه بماند خاصیت خود را از دست داده و فاسد شده و کپک می‌زند.

طی سال‌های اخیر، تجارت بهارنارنج رونقی قابل توجه یافته به گونه‌ای که هر یک کیلو از بهارنارنج بسته به مرغوبیت آن، بین 3 تا 5 میلیون تومان قیمت دارد. جمع‌آوری بهار نارنج بسته به منطقه جغرافیایی استان فارس، از نیمه فروردین و هم‌زمان با شکوفه دادن این گیاه، آغاز شده و تا اواخر اردیبهشت ادامه دارد و اوج آن در روزهای پایانی فروردین تا نیمه اردیبهشت‌ است. 

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: با عطر بهارنارنج شیراز نفس بکشید
[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:30 ] [ خصوصی ]
حنيف غفاري در سرمقاله رسالت نوشت:

چندي پيش "فلاينت لورت" و "هيلاري لورت" دو ديپلمات سابق آمريکايي و مشاوران سابق وزارت خارجه آمريکا درنشستي در انديشکده" بنياد شرق و غرب"ضمن اشاره به کاهش قدرت ايالات متحده آمريکا در خاورميانه عنوان کردند : " همانطور که نيکسون و هنري کسينجر در دهه 1970 با چين کنار آمدند، رهبران کنوني آمريکا نيز بايد با ايران کنار بيايند. آن ها چين را همانگونه که بود به رسميت شناختند وسعي نکردند چين را عوض کنند و ما نيز بايد با ايران همينگونه برخورد کنيم و آن را به رسميت بشناسيم."

"پذيرش ايران قدرتمند" نه يک " نقطه ايده آل " است و نه يک " تز انتزاعي"،بلکه ماهيتي کاملا رئاليستي دارد. بي دليل نيست که فردي رئاليست و واقع گرا مانند " ربگنيو برژينسکي " مشاور امنيت ملي دولت آمريکا در دوران رياست جمهوري کارتر صراحتا از دولتهاي بوش و اوباما خواسته است تا هر چه سريع تر قواعد زندگي در کنار ايران قدرتمند را آموخته و مسير نادرست قبلي خود را در قبال تهران تغيير دهند. " احساس نياز آمريکا به ايران" درست در چنين فضايي معنا و مفهوم مي يابد. اين " احساس نياز" متاثر از واقعياتي است که در منطقه و نظام بين الملل رخ مي دهد. به عبارت بهتر، آنچه ايالات متحده آمريکا و ديگر اعضاي 1+5 را پاي ميز مذاکرات هسته اي نشانده و آنها را وادار به دادن امتيازاتي به کشورمان ساخته است "ناتواني آنها در مواجهه با ايران قدرتمند" است.

در جريان حادثه طبس،جنگ هشت ساله تحميلي عليه ايران، اعمال تحريمهاي اقتصادي، حوادث مربوط به فتنه سال 1388
و ....ايالات متحده آمريکا نهايت تلاش و توان خود را در مسير تقابل سخت و نرم با جمهوري اسلامي ايران به کار برد و در نهايت به
" نقطه کنوني " رسيد. ترسيم مختصات نقطه کنوني از سوي دستگاه سياست خارجي کشورمان يک اصل مهم راهبردي محسوب
مي شود. به نظر مي رسد متاسفانه بسياري از منازعات سياسي حول رد يا تاييد بيانيه لوزان متوجه و معطوف به خود بيانيه و جنبه حقوقي آن گرديده و در نتيجه، اصلي ترين سئوال در سياست خارجي ما حول مذاکرات هسته اي بي پاسخ باقي مانده است :

توافق هسته اي احتمالي ايران و اعضاي 1+5 در قاموس سياست خارجي ما چه جايگاهي دارد؟آيا لحظه توافق هسته اي يک " نقطه گذار" در سياست خارجي ما محسوب مي شود ؟
در اين صورت مختصات دقيق " نقطه موجود" و " نقطه مطلوب" چگونه از سوي مسئولين دستگاه سياست خارجي کشورمان ترسيم مي شود؟ آيا " توافق هسته اي احتمالي " مي تواند يک " نقطه ثقل راهبردي" باشد ؟ آيا توافق هسته اي يک " نقطه آغاز راهبردي" مي باشد ؟ ....

فارغ از ابهاماتي که در خصوص بيانيه لوزان ( در کنار نقاط قوت آن ) و در خصوص مواردي مانند " حدود و ثغور بازرسي ها" و " نحوه برداشته شدن تحريمها" وجود دارد، به نظر مي رسد هنوز اصلي ترين و واقعي ترين ابهام ما يعني " جايگاه مذاکرات هسته اي در سياست خارجي ايران" حل نشده باقي مانده است. اين " فرامتن" متغير مستقلي است که ديگر متغيرها از جمله " توافق هسته اي " را نيز تحت تاثير خود قرار مي دهد.

در اين خصوص لازم است به نکاتي اشاره کنيم:

1- توافق هسته اي احتمالي اساسا نمي تواند يک مرکز ثقل ( center of mass ) در سياست خارجي ما محسوب شود زيرا يک نقطه ثقل بايد به اندازه اي ثابت و محکم باشد که حتي الامکان تغيير بالقوه آن نيز کمتر وجود داشته باشد. اين در حالي‌است که به واسطه رويکرد فريبکارانه و غير قابل اعتمادي که ايالات متحده آمريکا و حتي ديگر اعضاي 1+5 در مذاکرات هسته اي دارند اساسا چنين چيزي ناممکن است. اگر توافق هسته اي بخواهد حکم يک مرکز ثقل راهبردي يا حتي تاکتيکي را در سياستهاي منطقه اي و بين المللي ما پيدا کند ، خروجي هاي رفتاري و گفتاري ما در نظام بين الملل محکم و پرصلابت و قابل اتکا نخواهد بود.

2- توافق هسته اي احتمالي مي تواند حکم يک " نقطه گذار" را در سياست خارجي ما داشته باشد، اما اين نقطه گذار جنس و ماهيتي " استراتژيک " و " راهبردي" ندارد. در بهترين حالت ممکن اين نقطه گذار مي تواند " تاکتيکي" و " مقطعي" باشد و منجر به "بازتنظيم " مواضع ثابت ما در سياست خارجي کشورمان شود نه "بازتعريف" آنها!

3- توافق هسته اي احتمالي به صورت ماهوي نمي تواند يک " نقطه آغاز راهبردي " باشد زيرا راهبردها و اصول کلان سياست خارجي کشورمان از سال 1357 مشخص شده و به خطوط قرمزي پررنگ در رفتار بين المللي ما تبديل شده است.

4- توافق هسته اي احتمالي نمي تواند يک " نقطه پايان " در سياست خارجي ما باشد زيرا همان گونه که اشاره شد، اصول و سياستهاي کلان و ثابت و غير قابل تغيير حوزه سياست خارجي کشورمان به ما اجازه نخواهد داد تا "توافق با يک طرف نامطمئن" را نقطه پايان رويکرد قبلي خود در نظام بين الملل و در نتيجه نقطه آغاز رويکردي تدافعي در حوزه راهبردي خود قرار دهيم. بدهي نظام بين الملل به جمهوري اسلامي ايران به اندازه اي زياد است که حتي در صورت انعقاد دهها توافق هسته اي و غير هسته اي نيز امکان تصفيه آن وجود ندارد. از زمان رياست جمهوري جيمي كارتر تا كنون، ايالات متحده آمريكا به اشكال و عناوين مختلف حقوق حقه شناسايي شده تهران را زير پا گذاشته است.در طول 8 سال جنگ تحميلي شاهدهمراهي وقيحانه بلوك شرق و غرب در جهت نابودسازي ايران بوديم. پس از پايان جنگ و سقوط كمونيسم، شاهد بوديم كه جهان تك قطبي و سازمان هاي بين المللي درون آن به كانون هايي جهت تامين منافع آمريكا تبديل شدند. كاخ سفيد ساختار ژئو استراتژيك خاورميانه را با همراهي كشورهاي اروپايي بر هم ريخت و قواعد حقوق بين الملل عمومي را صرفا در جهت توجيه ماجراجويي هاي خود مورد استناد قرار داد. در ابتداي هزاره سوم و با حضور جبهه نومحافظه كار در واشنگتن اين روند تشديد شد و آمريكا و تروئيكاي اروپايي دست به دست يكديگر دادند تا مانع از تحقق "ايراني مستقل” و "قدرتمند” شوند.

حضور نظامي آمريكا در خليج فارس، افغانستان، عراق و تاسيس پايگاه هايي مانند "اينجرليك” در تركيه و ساماندهي امكانات تسليحاتي و نظامي آمريكا در برخي كشورهاي عربي و تجهيز گروههاي تروريستي مانند داعش و النصره جملگي با هدف استحاله "ايران اسلامي” در خاورميانه صورت گرفته است.

5- توافق هسته اي احتمالي ايران و اعضاي 1+5 مي تواند يک " نقطه عطف" و يا " نقطه آشکارساز" در سياست خارجي کشورمان باشد. اين نقطه عطف،" ابراز نياز غرب به ايران قدرتمند" است. اين ابراز نياز هم اکنون و در جريان مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي 1+5 نيز صورت مي گيرد. حضور 6وزير امور خارجه کشورهاي منفعت طلبي که حتي جهت تحقق منافع خود از خون يکديگر نيز نمي گذرند در پاي ميز مذاکره هسته اي ( آن هم به صورت سلسله وار و مستمر) نشان دهنده مصداق همين ابراز نياز محسوب مي شود. حتي در صورتي که مذاکرات هسته اي در همين نقطه متوقف شده و به توافق نهايي نيز منتج نشود، اين ابراز نياز خود را در
لابه لاي پيامهاي رسمي و غير رسمي و آشکار و غير آشکار رد و بدل شده طي مدت مذکور نمايان ساخته است. در چنين شرايطي لازم است سياست خارجي کشورمان پس از پايان مذاکرات هسته اي( فارغ از هر نتيجه اي که در نهايت به‌دست خواهد آمد) بر مبناي " مديريت رفتار دشمن"،"بي اعتمادي به اعضاي دائمي شوراي امنيت "،" تکيه بر ظرفيتهاي داخلي" و " حفظ گارد بسته در مقابل غرب و افزايش ضريب احتياط منطقه اي و بين المللي" تنظيم شود. نبايد فراموش کرد که سلاح استراتژيک ما در اين معادله پيچيده و هزار لايه، تفکر خاص و مبنايي ، ارزشها و تعهدات کلان و ثابت ما در حوزه سياست خارجي کشورمان است. بدون شک اگر روزي بر اثر غفلت يا محاسبه اشتباه اين سلاح استراتژيک را بر روي زمين بگذاريم و در تعيين وزن حوادث و رخدادهاي پيراموني خود دچار افراط يا تفريط شويم، قدرت مديريت خود را در مواجهه با بحرانهاي گذرا و دائمي از دست خواهيم داد.

در نهايت اينکه در برهه حساس و سرنوشت ساز فعلي، ديالکتيک هسته اي ارزشمند موجود ميان منتقدان و موافقان بيانيه لوزان بايد از فضاي بسته خارج شده و ناظر به محورها و خطوط کلان سياست خارجي کشورمان تعريف شود. در اين صورت، " توافق هسته اي " يا " عدم توافق هسته اي " هيچ يک گزينه اي غير قابل انتظار يا فاجعه آميز براي کشورمان نخواهد بود زيرا وزن راهبردي هر يک از آنها در آينده نگري رفتار بين المللي ما تعيين مي شود. در اينجا آلترناتيوها و روشهاي جايگزيني که در ذهن پوياي بسياري از تحليلگران حوزه سياست خارجي و روابط بين الملل وجود دارد امکان ظهور و بروز خواهد يافت. در چنين رويکردي ،انتقادات حقوقي و فني نسبت به بيانيه نيز به دليل گره خوردن به مسائل راهبردي ارزش تحليلي و قدرت تاثيرگذاري بيشتري خواهد يافت و در مقابل، پاسخ طرفداران بيانيه نيز معطوف به مستندات و الگوهاي کلان رفتاري کشورمان در حوزه سياست خارجي خواهد بود.
بنابراين بايد فراتر از حفظ خطوط قرمز هسته اي خود در مذاکرات، مراقب خطوط قرمز راهبردي سياست خارجي کشورمان در قبال هرگونه دستاورد هسته اي و غير هسته اي باشيم.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: خطوط راهبردي ايران در مذاکرات هسته‌اي
[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:30 ] [ خصوصی ]
سپاه به دنبال نقش آفرینی در بحث‌های فرهنگی است. به کارمندان وزارت نفت بیشتر از سپاه رسیدگی می‌شود. تشكيل سپاه برای این بودکه نظام یک فرزند خلفی نیاز داشت که باید همپای انقلاب رشد مي‌كرد. سپاه در هیچ جریان سیاسی و اقتصادی سهم خواهی نمي كند.

به گزارش قانون، بسياري از ارگان‌ها و نهادهايي بودند كه امام خميني(س) در ابتداي انقلاب اسلامي با توجه به ماهيتي كه اوايل انقلاب داشت ،دستور تاسيس آنها را صادر كرد و لي رفته رفته با گذشت زمان آنها از حالت اصلي خود خارج شده و به نوعي رو به افول رفتند.از ميان نهادهاي تاثيرگذار در اوايل انقلاب اين سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود كه با جديت و بدون هيچ وقفه اي به كار خود ادامه داد و در بيشتر مواقع، هم از لحاظ اقتصادي و هم امنيتي و سياسي به كمك نظام آمد.امروز روز تاسيس سپاه است، به همين مناسبت به سراغ يكي از سرداران سپاه رفتيم كه هم  در اين ارگان و هم  در دفاع مقدس از دلسوزان و تلاشگران نظام بوده است.

سردارحسن رستگار پناه، جانشین مرکز مطالعات و امنیت پایدار ملی ستاد کل نیروهای مسلح در گفت‌وگو با قانون از روند شكل‌گيري سپاه از زمان تاسيس تا به امروز سخن گفت. رستگار پناه اعتقاد دارد سپاه هيچگاه از نظام سهم خواهي نكرد و فرزند خلف اين انقلاب است.متن گفت‌وگو را در زير مي خوانيد:

  ابتدا براي نسل‌هاي جوان توضيح دهيد كه چه فرآيندي به شكل‌گيري سپاه پاسداران منجر شد؟

سپاه همزمان با انقلاب متولد شد و این انقلاب در بستری از زمان و مکان به وجود آمد که وقوع آن مورد پيش‌بيني نبود. ولی رهبری و شکل دهنده این انقلاب که امام(س) بود از سال ۴۲ مبارزات خود را شروع کرد. امام(س) براي این انقلاب، تفکر و مربيان شکل گیری این تفکر را تشكيل داد و می‌گفت باید عناصری را تربیت کرد که شکل دهنده انقلاب باشند. سال ۴۲ بستر عمومی جامعه این آمادگی را نداشت و امام(س) بیش از 20 سال روی شاکله انقلاب کار کرد و تلاش خود را از حوزه‌ها آغاز كرد. شاید جوانی در سال ۵۶ و ۵۵ هیچ تصویری از امام(س) نداشت ولی تفکر ايشان به عنوان تفکر بر‌تر از طرف او پذیرفته شده بود. در آن روزها هر کسی كه قصد ورود به صحنه سیاسی را داشت بايد از تفکر و ايدئولوژی مارکسیسم اعلام وجود می‌کرد تا یک نیروی انقلابی و بر‌تر تلقی می‌شد. ولی امام(س) با شرایط آن روز‌ها فرا‌تر از آن اندیشه فرهنگ اسلامی را با بیاني خیلی ساده و همه پسند ارائه داد. امام با‌شناختی که از جامعه و فرهنگ ایرانی ‌داشت، مي‌دانست که مردم منتظر یک حرکت هستند و با این روند كار خود را شروع کرد. پیام آوران امام(س) در نقاط مختلف جامعه حضور داشتند. جوانان مسلمان و معتقد که دغدغه فکری‌شان پیاده شدن احکام الهی و اسلام بود در این انقلاب شرکت کردند و به مجرد اینکه انقلاب پیروز مي شود، امام یک خط مشی مشخصی را برای اداره انقلاب بيان می‌کند و ارکان حاکمیتی نظام را انسجام،راه‌اندازی و پیش می‌برد. امام در ۱۲ فروردین سال ۵۸ ساختار انقلاب را تعیین می‌کند و اولین رکنی که بعد از رفراندوم شکل می‌دهد سپاه است.تشكيل سپاه برای این بودکه نظام یک فرزند خلفی نیاز داشت که باید همپای انقلاب رشد مي‌كرد.

  چه كساني در شکل گیری سپاه نقش داشتند؟

تمامی نیرو‌هاي انقلابی و معتقد به راه امام(س) در شهر‌های مختلف، هسته‌هاي اولیه حمایت از انقلاب را شکل می‌دهند. سپاه در اول قرار نبود فقط مسلحانه از انقلاب دفاع کند و اين به مبنای فکری امام(س) بر می‌گردد.

  با حضور كميته و ارتش چه نيازي به تاسيس سپاه بود؟

 امام(س)سپاه را براي حفاظت از انقلاب شکل می‌دهد و نمي گويد که شما مسلح باشید و اسلحه در دست بگیرید ولی معتقدبود باید از ارکان انقلاب محافظت شود. امام(س) می‌دانست دشمنانی هستند که بدون حضور سپاه با این انقلاب برخورد می‌کنند. در آن زمان دلیلی نداشت گرو‌ه هایی که یک سری خواسته دارند برای بیان ایده‌ها و نظرهای خود دست به سلاح ببرند و باید سر میز گفت‌و‌گو می‌نشستند وآنچه را که مردم و جامعه می‌خواستند اجرا می‌کردند. ولي جریان‌های سیاسی که به دنبال سهم خواهی از انقلاب بودند، به مبارزه مسلحانه پرداختند ولی سپاه برای سهم خواهی نيامد.

  اما سپاه عليه آنها اقدام مسلحانه كرد؟

سپاه در بسیاری از مشکلات قبل از اینکه دست به سلاح ببرد گفت‌و‌گو می‌كرد ولی دشمنان کنار نمی‌آیند و پاسداران را می‌کشند. سپاه به دشمنان می‌گفت باید سلاح را زمین بگذارند ولي آن‌ها گوش شنوا نداشتند.

  چه كساني با شكل گيري سپاه مخالف بودند؟

دفاع از انقلاب سبب برخورد با سپاه می‌شود و برخورد با سپاه برخورد با انقلاب است چرا كه برخي سپاه را مانع رسیدن به منافع خود می‌دیدند. خون شهدا سبب رشد و بالندگی سپاه شد و اين موفقيت روز افزون سپاه براي دشمنان و مخالفان انقلاب خوشايند نبود.يك موضوع ديگر كه سبب مي شد معاندان از سپاه دل خوشي نداشته باشند مردمي بودن و با مردم زيستن سپاه بود.

  به نظر شما وقايع سياسي چند سال اخير ميان مردم و  سپاه فاصله نينداخت؟

خیر، این‌گونه نیست. عملیات روانی دشمن شرایط تخریب سازمانی سپاه را شروع می‌کند و به اين نتيجه مي رسد که اگر سپاه را تخریب کند راحت تر به اهدافش می‌رسد و برای همین اقدام به شايعه سازي جدايي سپاه از بدنه مردم مي كند.اگر رسانه‌هاي بیگانه و ضد نظام را تحلیل محتوا کنید بعد از حمله به امام(س)، انقلاب و رهبری نوک تیز انتقاد‌ها و حملات به سمت سپاه است. آیا سپاه جدای از مردم است؟ خیر؛ سپاه متشكل از فرزندان همين مردم است و سهم خواهی و منافعي ندارد.

  برخي معتقدند سپاه براي تلاش هايي كه در انقلاب كرده است، انتظار‌هاي ويژه اي دارد،چه پاسخي به اين ادعا‌ها بايد داد؟

سپاه در هیچ جریان سیاسی و اقتصادی سهم خواهی نمي كند، البته شاید تخلفات فردي باشد ولی در همه انقلاب‌ها اين اتفاق‌ها وجود دارد. ولی سپاه نگفته است که من اسلحه به دست گرفته‌ام که این سهم سیاسی را داشته باشم، تعداد نماینده و وزير خاص را داشته باشم و اين در حالي است كه متولیان انقلاب‌ها در جهان سهم خاص خود را می‌گیرند.‌
برخی می‌گویند سپاه می‌خواهد کودتا کند و این درست نیست زيرا سپاه جایگاه خود را در حکومت دارد و نیاز به این مباحث ندارد.

   رابطه سپاه با دولت يازدهم چگونه است،آيا اختلافي در اين ميان وجود دارد؟

خیر، این بحث‌هایی که مطرح می‌شود هم کار دشمنان انقلاب است و آن‌ها سعی دارند مشکلات جزئي را بزرگ کنند. سیستم‌های عملیات روانی غرب و معاندان نظام یک هدف کلی را دنبال می‌کنند تا نظام را با چالش‌هاي مختلف در افكار عمومي معرفي كنند.دشمن خیلی هنرمندانه با ما برخورد می‌کند ولی سپاه پاسداران‌‌ همان دیدگاه امام(س) را دنبال می‌کند و یک سازمان انقلابی به صورت فراجناحی گسترش انديشه‌هاي انقلاب را به پیش می‌برد. 

  سپاه اين روزها كه نيازي به سلاح در دست گرفتن نيست چگونه در خدمت نظام است؟

سپاه امسال با سپاه سال ۵۷ متفاوت شده است و به دنبال روش‌های صحیح و بهتر برای حفظ ارزش‌های انقلاب مي گردد.سپاه به دنبال نقش آفرینی در بحث‌های فرهنگی است.

  برخی می‌گویند سپاه بيش از ساير ارگان‌ها مورد حمایت  حكومت است. اين سخنان  درست است؟ 

این گونه نیست و بیگانگان قصد القای این سخن را دارند. به کارمندان وزارت نفت بیشتر از سپاه رسیدگی می‌شود و اين گونه اظهارات برای تخریب سپاه است. سپاه هر کجا که نیاز‌های انقلاب بود وارد ميدان شد واین روز‌ها در عرصه سازندگی که امکان اجرا آن توسط ديگران نیست، خدمت مي كند. سپاه یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های خصوصی است که بیشترین مطالبات مالی را از دولت و شهرداری دارد.

  دليل ماندگاري و قدرتمند شدن سپاه چيست؟

سپاه با نگاه راهبردی به مسائل سازندگی و فرهنگی کشور مي‌نگرد و این امر باعث بالندگی و ماندگاری آن شده است. هیچ سازمانی پویایی سپاه را ندارد و اگر اجازه گسترش سازمانی سپاه را می‌دادند، بیشتر جوانان مرکز رشد و تعالی خود را سپاه می‌دیدند و به سمت آن مي آمدند. سپاه فضا را برای مدیران خود گسترده‌ و اين نيز يكي ديگر از دلايل بالندگي است. از سويي هر كجا نیروهای سپاه پست‌هاي مدیریتی را بر عهده گرفته‌اند سبب تحول شده‌اند وصد‌ها نفر از مدیران سپاه در ارگان‌ها و نهاد‌هاي دیگر با مدیریت انقلابی خود سبب رشد و بالندگي شدند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: سپاه نيازی به كودتا ندارد
[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:29 ] [ خصوصی ]
مدارس غیرانتفاعی در حالی با وام ۱۰ میلیونی آموزش و پرورش قوام ورونق بیشتری خواهند گرفت که غیردولتی های آموزش از راه دور به مرکز صدور دیپلم فوری تبدیل شده اند. 
 
به گزارش مهر، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سهم اصلی آموزش را مدارس دولتی بر عهده داشتند. تحصیل در این گونه مدارس رایگان بود اما از اواخر دهه ۲۰ شمسی به تدریج تعدادی مدارس غیر دولتی توسط اشخاص و موسسات فرهنگی با اهداف متفاوت ایجاد شد.

این مدارس متکی به بودجه دولتی نبودند و با شهریه ای که از دانش آموزان می گرفتند اداره می شدند. در سال های پیش از انقلاب دو نوع مدرسه در کنار مدارس دولتی ایجاد شدند: مدارسی با رویکردی علمی و مدارسی با رویکرد علمی – دینی.

برخی مدارس به آموزش برتر دروس مدرسه و تربیت دانش آموزانی که از نظر علمی برجسته بودند اعتقاد داشتند می پرداختند که البته چنین دانش آموزانی معمولا دارای شایستگی اخلاقی هم بودند اما مدارس اسلامی علاوه بر مسائل درسی به تقویت مبانی دینی دانش آموزان هم تاکید داشتند.

در این میان خانواده هایی فرزندان خود را به مدارس ملی و اسلامی می فرستادند که از توانایی مالی برخوردار بودند. تعداد مدارس ملی تا ابتدای انقلاب بسیار اندک و بیشتر در تهران متمرکز بود.

پس از پیروزی انقلاب بحث یکسان سازی مدارس مطرح شد و جهت جلوگیری از نظام طبقاتی در آموزش و پرورش، تمامی مدارس ملی بر اساس تصمیم شورای انقلاب فرهنگی، منحل و مسئولیت برنامه ریزی آموزشی کشور و نظارت بر اجرای این گونه برنامه ها مستقلا به دولت واگذار شد اما در قوانین بعدی مجوز برای ایجاد مدارس غیردولتی صادر شد و آرام آرام مدارس غیر انتفاعی رشد کردند.

تحصیل ۱.۲ میلیون دانش آموز در مدارس غیرانتفاعی کشور

بر اساس اعلام زینی وند، مدیر کل حوزه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش، بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار دانش آموز در مدارس غیردولتی کشور تحصیل می کنند که این میزان حدود ۸ درصد دانش آموزان کشور است.

مدارسی که گفته می شوند غیر از لباس های فرم زیبا، اردوهای شیک، کلاس های تمیز و مرتب، سرومیوه و امکانات رفاهی و البته دبیران مجرب تر کیفیت بهتری را در ارائه خدمات آموزشی ارائه می دهند اما نکته قابل تامل و البته تلخ این است که شهریه این مدارس به نحوی است که حتی صدای اعضای شورای شهر تهران را هم بلند کرده به نحوی که ابوالفضل قناعتی از شهریه های ۲۰ میلیونی در مدارس غیرانتفاعی تهران سخن گفت.

تهران ۱۵۳۰ مدرسه غیرانتفاعی دارد

مسعود ثقفی، سخنگوی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران می گوید: در مجموع ۱۵۳۵ مدرسه غیردولتی و ۸۶۱ آموزشگاه علمی آزاد زبان در شهر تهران داریم که بیشترین تعداد مدارس غیردولتی تهران در منطقه ۲ آموزش و پرورش با ۲۴۶ مدرسه است.

وام ۱۰ میلیون تومانی برای ثبت نام دانش آموزان در مدارس غیرانتفاعی

حالا خبر رسیده که وزارت آموزش و پرورش در یک اقدام قابل تامل می خواهد شهروندان را به استفاده از مدارس غیرانتفاعی تشویق کند به نحوی که برای ثبت نام وام ۱۰ میلیونی در نظر گرفته که با کارمزد ۴ درصد و بازپرداخت ۱۳ماهه و بدون علی الحساب پرداخت است!

حالا جدای از اینکه در مورد کیفیت تحصیل در مدارس غیردولتی و همچنین چالش های آن صحبت کنیم بر روی مدارس غیرانتفاعی آموزش از راه دور تحقیق و پرس و جو کردیم که نتایج به دست آمده کمی قابل تامل است.

مدیر یکی از این مدارس در تهران گفت: مشکل آموزش و پرورش مشکل بوفه یا نظام ۶-۳-۳ نیست بلکه واقعا مشکلی ساختاری دارد. از محتوای کتابهای درسی تا کم ارزش شدن نقش معلم در کلاسهای درس که همگی به نوع مدیریت کلان مرتبط است.

مدارس غیرانتفاعی شبانه مرکز صدور دیپلم فوری

وی گفت: برخی اوقات دانش آموز در مدارس شبانه حتی اگر سر جلسه امتحان هم نباشند نمره قبولی می گیرند. خب وقتی مدیر مدرسه می بیند دانش آموز ۳ تا ۶ میلیون هزینه کرده قطعا نمره قبولی را می دهد. این یعنی اینکه دانش آموز مطمئن است که قطعا قبول می شود. به نوعی می توان گفت که همین مدارس غیرانتفاعی شبانه به مرکزی برای صدور دیپلم فوری تبدیل شده اند.

دانش آموز از مدارس شبانه تحصیلکرده خارج نمی شود!

گفته های این مدیر مدرسه را با چند مدرسه دیگر تطبیق دادیم که همگی همین موضوع را تاکید داشتند اما ترجیح دادند گفتگو یا صحبتی در این خصوص نداشته باشند.

به گفته یکی از دبیران، هیچ ابزاری برای معلم باقی نمانده تا دانش آموز را تحصیل کرده تحویل دهد چرا که هر حرکتی انجام دهید آموزش و پرورش حمایت نمی کند. در یکی دیگر از مدارس شبانه هم اوضاع همین بود و دانش آموزان می گفتند: بیخیال هستیم چون قطعا قبول می شویم!

حالا باید دید که وزارت آموزش و پرورش می خواهد چگونه سیستم نظارتی خود را به نحوی تنظیم کند تا دانش آموز تحصیلکرده از کلاس های شبانه خارج شود.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: صدور «دیپلم فوری» در برخی مدارس غیردولتی
[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:29 ] [ خصوصی ]
با تشکیل سازمان ارکسترها، ارکستر سمفونیک تهران به ارکستر سمفونیک ملی ایران تبدیل می‌شود.

به گزارش ایسنا، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بازدیدی که از محل تمرین ارکستر سمفونیک تهران داشت، اعلام کرد: طی مشورتی که با علی رهبری - مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران - و مدیرعامل بنیاد رودکی داشتیم، قرار است سازمان بزرگ ارکسترها زیر نظر بنیاد رودکی تشکیل شود.

علی مرادخانی با بیان این‌که این مقوله براساس طرحی نو است، اظهار کرد: با راه افتادن چنین سازمانی، نوازندگانی در زمینه‌ی موسیقی ملی و سمفونیک تربیت خواهند شد و همه‌ی این فعالیت‌ها زیر نظر یک سازمان انجام می‌شود.

گفتنی است، ارکستر سمفونیک تهران پس از سه سال تعطیلی، اسفندماه سال گذشته با حضور مقامات در تالار وحدت فعال شد. ارکستر سمفونیک تهران 2 و 3 اردیبهشت‌ماه سرناد چایکوفسکی را برای ارکستر زهی روی صحنه خواهد برد. 

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: احیای ارکستر سمفونیک ملی ایران
[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:29 ] [ خصوصی ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب